سومى عمويم ، « حمزة » ، كه بر ناقهء عضباى من سوار مىشود ، چهارمى برادرم ، على عليه السّلام ، است كه بر ناقهاى از ناقههاى بهشت مىنشيند در حالى كه لواى حمد در دست اوست ندا مىدهد : « لا إله الَّا اللَّه محمّد رسول اللَّه » مردم مىگويند : اين بزرگوار ، يا فرشتهء مقرّب است و يا پيغمبر برگزيده و يا حامل عرش الهى است ! فرشتهاى از عرش الهى پاسخ مىدهد : اى گروه آدميان ! اين بزرگوار ، نه فرشتهء مقرّب است و نه پيغمبر مرسل و نه حامل عرش الهى ، اين عاليمقام ، همانا صدّيق اكبر على بن ابيطالب عليه السّلام است !
[ همان كتاب 6 / 396 ] از حضرت على عليه السّلام روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : يا على ! روز قيامت كه فرا مىرسد ، ناقهاى از ناقههاى بهشتى را مىآورند كه من و تو بر آن سوار مىشويم و چنان در رديف يكديگر قرار مىگيريم كه زانوها و رانهاى تو متصل به زانوها و رانهاى من مىگردد . و با اين هيئت وارد بهشت مىشويم .
« متّقى » گويد : « حسن بن بدر » اين حديث را روايت مىكند .
مؤلف گويد : « محب طبرى » حديث مورد بحث را در [ الرياض النضرة 2 / 211 ] نقل كرده و مىگويد : « احمد حنبل » در « المناقب » از « انس بن مالك » از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله روايت مىكند كه خطاب به على عليه السّلام ، فرمود : روز قيامت كه فرا مىرسد ، ناقهاى از ناقههاى بهشت در اختيار تو قرار مىگيرد . من و تو بر آن ناقه سوار مىشويم در حالى كه زانوها و پاهاى تو متصل به زانوها و پاهاى من قرار گرفته است و به اين هيئت وارد بهشت مىشويم .
« امام احمد حنبل » اين حديث را در « المناقب » روايت كرده است .
در ذيل احاديث ياد شده دو حديث ديگر است كه مناسبت دارد در پايان اين باب يادآورى كنيم .
1 - [ خطيب بغدادى در تاريخ بغداد 3 / 140 ] به سند خود ، از
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 480
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٤٨٠