تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
در سايه ديوارى از شهر مدينه حضور اقدس رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب بودم . همراه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله به نزد على عليه السّلام رفتيم و مشاهده كرديم كه على عليه السّلام در روى زمين خوابيده و گرد و غبار روى لباسهايش نشسته است . ( تا آنجا كه ) پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به على عليه السّلام ، فرمود : يا على ! مىخواهى مژده‌اى به تو بدهم كه موجب خرسندى تو بشود ؟ على عليه السّلام گفت : آرى ، يا رسول الله ! پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : تو ، برادر و وزير و پرداخت كننده قرض من و وفا كنندهء به پيمانهاى من مىباشى و ذمهء مرا برى مىگردانى ؛ اينك كسى كه تو را در دوران حيات من دوست بدارد ، به خوبى بميرد و كسى كه تو را پس از رحلت من دوست بدارد ، سرانجام او به ايمنى و ايمان سپرى بشود و در روز قيامت از هرگونه ناراحتى در امان باشد . و كسى كه در حالى بميرد كه كينهء تو را در دل داشته باشد ، به مرگ جاهليت مرده است و خداى تعالى به حساب اسلام با او برخورد خواهد كرد . « طبرانى » اين حديث را روايت كرده است . [ همان كتاب 9 / 138 ] از « ابو رافع » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله پيش از رحلت ، فرمود : يا على ! ذمهء مرا برىّ مىكنى و سنّت مرا با اقبال تمام مىپذيرى . « بزّاز » اين حديث را روايت مىكند . [ خصائص نسائى ] مؤلف « صحيح » معروف ، صفحه 4 به سند خود ، از « عايشه » دختر « سعد » روايت مىكند كه از پدرم شنيدم كه مىگفت : در روز « جحفه » در حالى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دست مبارك على عليه السّلام را گرفته بود ، خطبه‌اى ايراد كرد . پس از حمد و ثناى الهى ، خطاب به مردم فرمود : مگر نه اينست كه من ولى شما ( اولى به تصرف به جان و مال شما ) هستم ؟ گفتند : آرى . همچنان كه دست على عليه السّلام را گرفته بود دست او را بالا برد و فرمود : اين بزرگوار ، ولى من و پرداخت كنندهء قرض من است . و من دوست او را دوست مىدارم ، و دشمن او را دشمن .