پدر و مادرم فداى شما ، نمىدانم او كه بود . فرمود : آن مرد ، « جبرئيل » بود كه با من سخن مىگفت تا دردم تسكين پيدا كرد و در حالى كه سرم روى دامانش بود ، به خواب رفتم .
« متّقى » گويد : اين حديث را « ابو عمرو زاهد » در « الفوائد » نقل كرده است .
مؤلف گويد : « محب طبرى » در [ ذخائر ص 94 ] و در « الرياض النضرة 2 / 219 » اين حديث را آورده و گفته است كه آن را « ابو عمرو محمد لغوى » نقل كرده
و حديث ديگرى را مناسب اين مقام از « ابن عباس » به اين شرح نقل مىكند : هنگامى كه در حضور او سخن از حضرت على عليه السّلام به ميان آمد ، گفت : از مردى سخن مىگوييد كه صداى پاى « جبرئيل » را از بالاى خانهاش مىشنيد .
« احمد حنبل » اين حديث را در « المناقب » روايت كرده است .
[ الادب المفرد بخارى ] در باب « حسن الملكه » ، به سند خود ، از « نعيم بن يزيد » از حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام نقل كرده است ، هنگامى كه بيمارى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله رو به شدت گذاشت به من فرمود : يا على ! كاغذى حاضر كن تا مطالبى را در آن بنگارم كه امتم بعد از من گمراه نشوند ؛ براى آنكه بيم آن دارم پيش از آنكه به وظيفه عمل كنم ، راهى سفر آخرت شوم آنگاه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود :
نيازى به نامهء تازهاى نيست و نامهاى در دست دارم . على عليه السّلام مىفرمايد : سر مبارك رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در دامانم بود ، به نماز و زكات و اظهار محبت به كنيزان و غلامان ، توصيه فرمود . همچنين بود تا اينكه دعوت حق را لبيك گفت و به يكتائى خدا و شهادت به رسالت خويش گواهى داد . بديهى است كسى كه به خدا و رسول او گواهى بدهد آتش دوزخ بر او احرام خواهد بود .
[ هيثمى در مجمع 9 / 36 ] از « ابن عباس » روايت مىكند ، هنگامى كه بيمارى حضرت رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شدت يافت و لحظات آخر عمر را سپرى مىكرد ، « عايشه » و « حفصه » حضور مباركش بودند . در اين هنگام على عليه السّلام وارد
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 372
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٣٧٢