حضرت على عليه السّلام شهيد شد ، ما تركى از خود باقى نگذاشت و تنها ششصد درهم از مازاد آنچه را به مستحقان پرداخته بود ، در اختيار داشت و مىخواست با اين مبلغ خدمتكارى براى رفاه حال خاندانش استخدام نمايد .
مؤلف گويد : پيش از اين ، سخن امام حسن مجتبى عليه السّلام را در جلد دوم به چند طريق در باب « موقعى كه على عليه السّلام با كافران نبرد مىكرد ، « جبرئيل » از طرف راست ، و « ميكائيل » از طرف چپ حامى او بودند » و برخى از طرق ديگر آن را در همان جلد در باب « هيچيك از دانشوران در علم ، بر على عليه السّلام پيشى نگرفته است » متذكر شديم .
[ استيعاب ابن عبد البرّ 2 / 465 ] از « عبد الرزاق » از « ابو حيان تيمى » او هم از پدرش روايت مىكند ، زمانى حضرت على عليه السّلام بر فراز منبر خطاب به حاضران فرمود : آيا در ميان شما كسى هست كه اين شمشير را از من خريدارى كند ؟ بدانيد ، اگر مبلغى در اختيار داشتم كه با آن مبلغ ، زير جامهاى بخرم ، اين شمشير را در معرض فروش نمىگذاشتم ! مردى از جاى برخاست و عرض كرد :
ما حاضريم بهاى زير جامه را به شما بپردازيم و شمشير خودتان را نفروشيد .
« عبد الرزاق » گفته است : اين ماجرا در هنگامى به وقوع پيوست كه جهان اسلام به استثناى شام ، در اختيار حضرت على عليه السّلام بود .
مؤلف گويد : « ابن سعد » اين حديث را در [ طبقات 6 / 165 ] از « ابو الرّجاء » روايت مىكند كه در يكى از روزها ، حضرت على عليه السّلام شمشيرش را به بازار برد و در معرض فروش گذاشت و فرمود : اگر مبلغى در اختيارم بود كه مىتوانستم با آن مبلغ زير جامهاى بخرم ، شمشيرم را در معرض فروش قرار نمىدادم !
« متّقى » اين حديث را در [ كنز العمال 6 / 409 ] از « على بن ارقم » از پدرش روايت مىكند كه على عليه السّلام را در « رحبه كوفه » ديدم كه شمشيرش را در معرض فروش گذاشته و مىفرمايد : چه كسى حاضر است اين شمشير را از من بخرد ؟ به
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 324
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٣٢٤