بر حقاند .
« طبرانى » اين حديث را از « كعب بن عجره » او هم از پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله روايت مىكند .
[ همان كتاب 7 / 305 ] از « ابو رافع » روايت مىكند كه حضور حضرت رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب شدم ( تا آنجا كه مىگويد : ) پس از من مردمى عليه على عليه السّلام ، مىجنگند ، در اين هنگام نبرد با آنها حق الهى است كه بايد آن را به انجام رسانيد ؛ بنابراين كسى كه از جهاد با دشمنان ممانعتى داشته باشد ، به زبان از آن حضرت جانبدارى كند . و اگر به زبان نتواند به آن جناب يارى كند ، به دل خود از آن حضرت پشتيبانى نمايد و جز اين ، وظيفهء ديگرى به عهدهء او نمىباشد .
« طبرانى » ، « ابن مردويه » و « ابو نعيم » اين حديث را روايت كردهاند .
[ تاريخ بغداد خطيب بغدادى 13 / 186 ] به سند خود ، از « علقمه » و « اسود » روايت كرده است كه گفتند : هنگامى كه « ابو ايوب » از جنگ صفّين بازگشت ( تا آنجا كه ) « ابو ايوب » گفت : از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه خطاب به « عمار ياسر » ، مىفرمود : اى عمّار ! گروه ستمكارى تو را از پاى درمىآورند و تو در آن هنگام بر حقّى و حق هم با توست ؛ اى عمّار ! هرگاه مشاهده كنى على عليه السّلام در راهى گام برمىدارد ؛ و ديگران بر خلاف او در راه ديگر قدم مىگذارند ، به راهى قدم گذار كه على عليه السّلام در آن راه اقدام مىگذارد ؛ چرا كه او تو را به حال خودت وا نمىگذارد و از طريق هدايت بيرون نمىسازد .
مؤلف گويد : « متّقى » اين حديث را در [ كنز العمال 6 / 155 ] و « ديلمى » از « عمار ياسر » و « ابو ايوب » ، روايت كردهاند .
[ هيثمى در مجمع 7 / 236 ] در خصوص ايجاد فتنه و فساد ، حديثى را از « زيد بن وهب » از « حذيفه » روايت كرده كه در آن حديث آمده است : « زيد بن وهب » خطاب به « حذيفه » گفت : اى ابا عبد الله ! آيا چنان اتفاقى واقع مىشود ؟
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 298
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٩٨