تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
سوگند ! تا به حال دروغ نگفته‌ام و راستگو را هم تكذيب نكرده‌ام و گمراه نبوده‌ام و كسى هم از ناحيهء من گمراه نشده است ، بلكه آنچه را به كار مىبرم تعهدى است كه با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله داشته‌ام و تهمتى هم به آن حضرت وارد نمىآورم ؛ چرا كه مىدانم كسى كه از راه افترا وارد شود ، زيانكار است . آرى پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله با من تعهد كرده است كه با ناكثان و قاسطان و مارقان ، نبرد كنم . « بزّاز » و « ابو يعلى » اين حديث را روايت مىكنند . [ همان كتاب 6 / 88 ] از « ثورى » و « معمّر » از « ابو اسحاق » از « عاصم بن ضمره » از « ابو صادق » روايت مىكند ، هنگامى كه « ابو ايوب » وارد عراق شد به او گفتم : اى ابا ايوب ! خداى تعالى تو را به مصاحبت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و وارد شدن آن حضرت بر منزل تو ، گرامى داشت . اكنون مىبينم كه با مردم درگير شده‌اى و با آنها نبرد مىكنى ، چنان كه يك بار با گروهى و بار ديگر با گروه ديگر جنگيدى ! « ابو ايوب » در پاسخ من گفت : من اين رفتار را به خواست خود انجام نمىدهم ، بلكه اين عمل مطابق با تعهدى است كه آن حضرت با من در ميان نهاده بود تا در ركاب على عليه السّلام ، با ناكثان روبرو بشوم و بجنگم و همچنين رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله با من تعهد فرموده تا به اتفاق على عليه السّلام با مارقان ، نبرد كنم و تا كنون آنها را نديده‌ام . « ابن عساكر » اين حديث را ذكر كرده است . [ همان كتاب 6 / 319 ] از « ابن مسعود » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله وارد خانه « امّ سلمه » شد و على عليه السّلام همان هنگام به خانه « ام سلمه » آمد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به « امّ سلمه » ، فرمود : اى امّ سلمه ! به خدا سوگند كه اين بزرگوار پس از من ، با قاسطان و ناكثان و مارقان ، نبرد مىكند . « حاكم » در « الاربعين » و « ابن عساكر » اين حديث را روايت كرده‌اند . مؤلف گويد : « محب طبرى » حديث مورد نظر را در [ الرياض النضرة 2 / 240 ] روايت مىكند و گفته است كه « حاكمى » هم آن را روايت مىنمايد .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 243 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى