تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
[ مستدرك حاكم 3 / 5 ] به سند خود ، از « ابو مريم اسدى » از على عليه السّلام روايت كرده است : همان شب كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به من دستور داد در بسترش بخوابم و خود نيز عازم مدينه بود ، مرا بسوى بتهائى كه در خانهء خدا بود برد . من و آن حضرت كنار خانهء خدا نشستيم . سپس رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله برخاست و روى دوش من قرار گرفت و به من فرمود : برپاى خيز . من از جاى برخاستم . پس زمانيكه ضعف مرا ديد كه نگهداشتن ايشان بر دوش من سنگينى مىكند ، فرمود : بنشين . نشستم . و آن حضرت از روى دوش من پائين آمد . سپس خود آن حضرت نشست و به من فرمود : يا على ! روى دوش من قرار بگير . من هم روى دوش مباركش قرار گرفتم . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله از جاى برخاست در اين هنگام احساس كردم كه به مقامى بس رفيع نايل آمده‌ام كه اگر بخواهم مىتوانم به آسمان صعود نمايم ! از روى دوش رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله برفراز خانه كعبه گام نهادم رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اندكى از آنجا فاصله گرفت و من بت بزرگ بت پرستان را از بالا به زير افكندم . بت بزرگ را كه از بتهاى ديگر بزرگتر بشمار مىآمد و از مس ساخته شده بود ، از فراز كعبه كه بوسيلهء زنجيرهائى از بالاى كعبه به زمين مهار شده بود ، به زمين انداخته و سرنگون ساختم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : سعى كن زنجيرهاى آن را جدا سازى . با تشويق رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و با جديت تمام ، مهارهائى كه ساليان دراز آن بت را استوار ساخته بود ، از يكديگر گسيختم و به فرمان حضرت رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله آن بت را از بام كعبه به زير انداختم و متلاشى ساختم و از بام كعبه پائين آمدم . « حاكم » گويد : اين روايت از سند صحيح برخوردار است . مؤلف گويد : « خطيب بغدادى » حديث مزبور را در [ تاريخ 13 / 302 ] آورده است . [ زمخشرى در كشّاف ] در تفسير آيه * ( وَقُلْ جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً ) * ( سوره بنى اسرائيل ، آيه 81 ) اظهار مىدارد ، هنگامى كه اين
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 211 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى