زير بيفكن . آن بت را به زير افكندم مانند ظرفهاى قاروره از هم متلاشى شد . پس از آن از بام كعبه پائين آمدم و به اتفاق پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله به مسير خود ادامه داده تا به خانههاى مكه رسيديم و از بيم آنكه مبادا كسى ما را ببيند از پشت خانهها عبور مىكرديم .
مؤلف گويد : « حاكم » اين حديث را در [ مستدرك 2 / 366 ] نقل كرده و مىگويد : على عليه السّلام گفت : روى خانه خدا قرار گرفتيم و پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله اندك فاصلهاى گرفت و فرمود : بت بزرگ را به زير بيفكن . اين بت براى مردم قريش بود و از مس تهيه شده و بوسيلهء ميخهاى آهنين به زمين نصب شده بود . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به من فرمود : سعى كن از اين بت اثرى در بام كعبه باقى نماند . و هر بار مرا به كندن ميخهاى بت و سرنگون ساختن آن تشويق مىكرد و اين آيه را تلاوت مىفرمود :
* ( جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً ) * ( سوره بنى اسرائيل ، آيه 81 ) ؛ حق فرا رسيد و باطل نابود شد ؛ حقا باطل نابود شدنى است .
على عليه السّلام فرموده است : نهايت جدّيت خود را در سرنگونى آن بت و آثارش به كار گرفتم . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : آن بت را از بام كعبه به زير بيفكن . آن را از بالا به زير افكندم و متلاشى شد . سپس از بالاى كعبه پائين آمده و به همراه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از كعبه بازگشتيم و به مسير خود ادامه داديم و بيم از آن داشتيم كه مبادا از قريشيها يا كسى ديگر ، ما را ببيند . على عليه السّلام پس از نقل اين جريان ، فرمود : تا كنون غير از من ، كسى ديگر قدم بر فراز كعبه نگذاشته است .
« امام احمد حنبل » در [ مسند 1 / 84 و 151 ] مختصرى از اين حديث را آورده است و « متّقى » هم در [ كنز العمال 6 / 407 ] روايت كرده و مىگويد : آن را « ابن ابى شيبه » ، « ابو يعلى » و « ابن جرير » روايت مىنمايند و « محب طبرى » در [ الرياض النضرة 2 / 200 ] نقل كرده و مىگويد : « امام احمد » ، مؤلف « الصفوة » و « حاكمى » اين حديث را روايت كردهاند .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 210
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢١٠