لشكر قرار داد و فرمود : كسى كه وارد نخلستان بشود در امان است . هنگامى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اين مطلب را اعلام كرد ، حضرت على عليه السّلام ابلاغ رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را به اطلاع مردم رساند . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله توجهى به « جبرئيل » كرد : مشاهده كرد كه « جبرئيل » لبخند مىزند ! پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله پرسيد : چرا مىخندى ؟ در پاسخ گفت :
همانا من على عليه السّلام را دوست مىدارم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ، على عليه السّلام را از اين جريان آگاه ساخت كه « جبرئيل » اظهار مىدارد تو را دوست مىدارد . على عليه السّلام گفت : به راستى به عرض شما رسانيده است كه مرا دوست مىدارد ؟ فرمود : آرى ، او و كسى كه بهتر از « جبرئيل » است يعنى خدا ، تو را دوست مىدارند .
مؤلف گويد : اين حديث را « ابن اثير » بار ديگر در [ اسد الغابة 5 / 231 ] آورده است و « ابن حجر عسقلانى » هم در [ الاصابة 7 / قسم 1 / 108 ] و « متّقى » در [ كنز العمال 6 / 158 ] و « هيثمى » در [ مجمع 9 / 126 ] ياد كرده و مىگويد كه « طبرانى » هم آن را نقل نموده است .
از آن جمله : « ابن اثير جزرى » در [ اسد الغابة 4 / 30 ] به سند خود ، از « حسن بصرى » روايت كرده كه مىگويد : از « انس بن مالك » شنيدم مىگفت : پرندهاى را به رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله هديه كردند . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : پروردگارا ! از تو مىخواهم ، مردى را بفرستى ، كه خدا و رسول را دوست مىدارد . « انس » گفته است كه همان زمان على عليه السّلام پشت در آمد و كوبهء در را به حركت در آورد . در را گشودم و به او گفتم كه هم اكنون پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله سرگرم كارى است . و دوست داشتم بدين وسيله مردى از انصار بحضور پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب شود ! اين بود كه على عليه السّلام را اجازهء ورود ندادم ! بار دوم ، على عليه السّلام كوبهء در را به حركت در آورد ، در را گشودم و همان مطلب را گفتم . بار سوم ، على عليه السّلام كوبهء در را به حركت در آورد . در اين هنگام رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : اى انس ! بگذار تا على عليه السّلام وارد شود كه مطلوب من ، على است ! هنگامى كه على عليه السّلام وارد شد و بحضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله رسيد ، رسول
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 454
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٤٥٤