تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
مؤلف گويد : « هيثمى » اين حديث را در [ مجمع 9 / 115 ] نقل كرده است . و مىافزايد كه « بزّاز » هم آن را نقل كرده است و رجالش موثّقند . [ تاريخ بغداد خطيب بغدادى 5 / 294 ] به سند خود ، از « عمرو » نقل كرده است كه در يكى از اوقات ، من و « ابو جعفر » با هم بوديم كه در مسير خويش ، به « ابراهيم بن سعد بن ابى وقّاص » برخورد كرديم . « ابو جعفر » به من گفت : همين جا بمان و در انتظار من باش تا از « ابراهيم » در رابطهء با حديثى كه نقل مىكند ، پرسشى بكنم . « عمرو » گويد : اين پيشنهاد را با من كرد و خود بسوى « ابراهيم » رفت . در بازگشت از اين ملاقات ، به من گفت كه « ابراهيم » مىگويد : در يكى از روزها ، گروهى حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نشسته بودند ، همان زمان على عليه السّلام وارد شد ، به مجرديكه حضرت على عليه السّلام وارد شد ، آن گروه كه در حضور مبارك پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله جلوس داشتند ، از جاى برخاستند و بيرون رفتند . به دنبال خروج از خانهء رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله با خود گفتند : به خدا سوگند ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله كه ما را از خانه‌اش بيرون نكرد ، پس چرا از خانه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله بيرون آمديم . اين بود كه بازگشتند و بحضور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله رسيدند . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : به خدا سوگند ! من شما را از خانه‌ام بيرون نكردم و على عليه السّلام را هم وارد خانه‌ام نكردم ، بلكه خدا بود كه او را وارد خانه‌ام كرد و شما را از خانهء من بيرون برد . مؤلف گويد : « خطيب » اين حديث را به دو طريق ديگر ، نقل كرده است .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 361 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى