( قرآن ) و اصغر ( اهل بيت ) را در ميان امت اسلامى به يادگار گذاشته است خلافت حضرت على عليه السّلام از ميان خاندانش - به خصوص براى او - ثابت مىشود ؛ براى اينكه على عليه السّلام ، اعلم و افضل از خاندان ديگر پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله بوده است و ما دامى كه حضرت على عليه السّلام در قيد حيات بود ، هيچيك از خاندان نبوت ، ادّعاى منصب امامت و خلافت نكرد . مطالب مذكور در راستاى قرائنى بود كه به بخشى از آنها اشاره شد و با قطع نظر از احاديثى كه در آنها به نام على بن ابيطالب عليه السّلام تصريح شده است و پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله پس از جملات
« انّى قد تركت فيكم الثّقلين » ، يا « انّى تارك فيكم امرين كتاب الله و اهل بيتى » دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود : « من كنت مولاه » يا « من اولى به نفسه فعلىّ مولاه » يا « وليّه » .
تا به حال آنچه لازم بود گوشزد كرديم . در اين رابطه براى توضيح بايد گفت از ميان اهل بيت كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آنها را به خلافت خود برگزيده و آنها را همپاى قرآن و در كنار كتاب الهى قرار داده است ، كسى كه متعين و مشخص بوده است همانا على بن ابيطالب عليه السّلام است كه ويژگى خاصى با اين موقعيت دارد . و حديثى كه « ابن حجر هيثمى » - با تعصب شديدى كه عليه شيعه دارد و شيعيان على عليه السّلام را ، « زنديق » و بدعت گذار مىداند و كتاب صواعقش را اين چنين ناميده « الصواعق المحرقة في الرّد على اهل البدع و الزندقه » ( 1 ) - آورده و حق مطلب را آنچنان كه بايد ادا كرده است . و ما مطلب او را در اين باب متذكر مىشويم تا هويدا شود كه چگونه خداى تعالى ، حق را به زبان او جارى كرده و در كتاب خود به آن اعتراف كرده است !
وى در [ صواعق ص 90 ] ذيل تنبيهى ، مىنويسد : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله قرآن و عترتش را كه همانا اهل و نسل و خويشاوندان نزديكش باشد ، به نام « ثقلين » ناميده است . و اين نامگذارى بدان جهت است كه ثقل ( با دو فتحه ) ، هر چيز
هامش
( 1 ) سيد بزرگوار ، « قاضى نور الله شوشترى » كه در سال 1019 هجرى بدست سنىها به فجيع ترين وضعى شهيد شد ، كتاب مزبور را به نام « الصوارم المهرقة في جواب الصواعق المحرقة » پاسخ داده است - رضوان اللَّه عليه - ( مترجم )