« الكبير » و « سعيد بن منصور » در « سنن » از « زيد بن ثابت » روايت كردهاند و باز هم « طبرانى » در « الكبير » از « زيد بن ارقم » روايت نموده است و در صفحه 98 مىگويد : حديث مورد نظر را « ابن جرير » در « تهذيب الآثار » متذكر است و « مناوى » در [ متن فيض القدير 3 / 14 ] متعرض شده و در شرح آن پس از آنكه روات آن را از قول « هيثمى » توثيق كرده است ، مىنويسد : حديث مذكور را « ابو يعلى » به سندى كه تا حدى قابل اعتماد است ، روايت نموده است و « حافظ عبد العزيز اخضر » به نقل آن پرداخته است و اضافه كرده كه در حجّة الوداع چنين فرمود - تا آنجا كه اظهار داشته است - « سمهودى » گويد : در اين باب ، بيشتر از بيست نفر از صحابه حديث مورد نظر را نقل كردهاند . « ابن حجر » در [ صواعق ص 136 ] مىنويسد : حديث مورد نظر را ، از طرق بسيارى ، بيشتر از بيست نفر از صحابه نقل كردهاند . و ما در حال حاضر نيازى به بسط كلام درباره آنها نمىبينيم .
[ حلية الاولياء ابو نعيم 1 / 355 ] به سند خود ، از « حذيفة بن اسيد غفارى » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به مردم فرمود : من پيش از شما از دنيا رحلت مىكنم و شما در روز قيامت كنار حوض كوثر بر من وارد مىشويد و هنگام ورود ، از چگونگى رفتار شما با « ثقلين » مىپرسم ، اكنون بنگريد كه چگونه بايد با آنان مدارا نمائيد . آرى « ثقل اكبر » ، كتاب خداست و ريسمان استوارى است كه يك طرف آن در دست خداست و طرف ديگر آن ، در دست شماست . اينك قرآن كريم را دستاويز خود قرار بدهيد و از آيات آن ، روگردان نشويد و تغيير و تبديلى در آن ، روا مداريد . و ديگر عترت و اهل بيت من مىباشد كه خداى مهربان به من اطلاع داده است كه اين دو يادگار ، هرگز از يكديگر جدا نمىشوند تا كنار حوض كوثر با من ملاقات نمايند .
مؤلف گويد : حديث مزبور را « خطيب بغدادى » در [ تاريخ بغداد 8 / 442 ] متذكر است و « متّقى » هم در [ كنز العمال 7 / 225 ] روايت كرده و مىنويسد : حديث
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 248
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٤٨