روايت را نقل كرده و گفته است كه « ابن أبى شيبه » هم به نقل اين روايت اشاره نموده و در ص 399 اظهار داشته است كه « ابن أبى شيبه » به نقل آن پرداخته و « ابن جرير » هم آن را روايت كرده و سند آن را صحيح دانسته است .
[ مسند احمد حنبل 5 / 356 ] از « بريدة » نقل كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دو گروه از سران عرب را به يمن گسيل داشت . سرپرستى يكى را به عهدهء على بن ابيطالب عليه السّلام گذاشت و سرپرستى گروه ديگر را به عهده « خالد بن وليد » گذاشت و توصيه كرد كه هر گاه ميان دو لشكر جدائى پيش نيايد ، على عليه السّلام امور دو لشكر را عهدهدار خواهد بود و اگر دو لشكر از يكديگر جدا شدند ، هر يك از دو تن ، سرپرست لشكر خود خواهد بود . بريدة گفت : با مسئوليتى كه هر دو نفر به عهده گرفته بوديم ، لشكريان اسلام عازم يمن شدند و با « بنى زيد » كه اهل يمن بودند ، جنگيديم و گروه بسيارى از آنان را از پاى در آورديم و مسلمانان پيروز شدند ؛ چنان كه مردان آنها را از پاى در آورديم و زنان آنان را اسير كرديم و در پايان جنگ غنائمى بدست آورديم . على عليه السّلام زنى را كه از اسيران بود ، براى خود برگزيد . اين مسئله ، بر « خالد بن وليد » گران آمد و در اين رابطه نامهء شكايت آميزى نگاشت و آن را توسط من براى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرستاد . هنگامى كه به مدينه رسيدم ، نامه را به حضور مبارك رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله تقديم داشتم . نامهء خالد براى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله قرائت شد ، به مجردى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از مضمون نامه اطلاع يافت ، آثار غضب بر چهرهء مباركش هويدا شد - از خشم آن حضرت بيمناك گرديده - عرض كردم : يا رسول الله ! اينك در محلى قرار گرفتهام كه بايد از غضب رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به خداى تعالى پناه ببرم . بديهى است شما مرا تحت فرمان مردى قرار داديد و فرموديد تا از او اطاعت كنم و در واقع ، من از فرمان شما اطاعت كردهام . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : دربارهء على عليه السّلام سخن به گزاف نگوييد و از وى نكوهش ننماييد ؛ چه آن كه « او از من است و من از اويم و او پس از من ، ولى شما
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 179
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص١٧٩