و گفت : يا رسول الله ! آيا از رفتارى كه على بن ابيطالب عليه السّلام در اين مأموريت انجام داده ، اطلاع يافتهايد ؟ رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله روى از او برتافت و پاسخى نداد ؛ دومى از جاى برخاست و همان سخن را بازگو كرد . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله از او نيز روى برگردانيد و پاسخى نداد ؛ سومى از جاى برخاست و همان شكايت را نمود . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به گفتهء او هم اعتنائى نكرد ؛ چهارمى برخاست و گفتههاى آن سه نفر را تأييد كرد .
رسول الله صلَّى اللَّه عليه و آله در حالى كه آثار خشم و غضب از چهرهء مباركش هويدا بود ، برآشفت و سه بار فرمود : از على چه مىخواهيد ؟ از على چه مىخواهيد ؟ از على چه مىخواهيد ؟ و فرمود : على از من است و من از على و او پس از من ، ولى همهء مؤمنان است .
مؤلف گويد : « احمد حنبل » در [ مسند 4 / 437 ] اين روايت را با اندكى اختلاف لفظى آورده و در آن روايت آمده است : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله سه بار فرمود : از على دست برداريد ! از على دست برداريد ! از على دست برداريد ! كه على از من است و من از على و او پس از من ، ولى همهء مؤمنان است و « أبو داوود طيالسى » هم در [ مسند 3 / 111 ] با اندك اختلافى ، همان روايت را نقل كرده و در آن روايت آمده است : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : اين مردم با على چكار دارند ؟ ! على از من است و من از على و پس از من ، او ولى همهء مؤمنان است . « أبو نعيم » در [ حليه 6 / 294 ] همين روايت را آورده است و « نسائى » هم در [ خصايص ص 19 و ص 23 ] بطور اختصار روايت كرده و در آن روايت آمده است : پس از گفتگوهاى آن چهار تن ، آثار خشم و غضب در چهرهء رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ديده مىشد ! پس از اين فرمود : از على چه مىخواهيد ؟ چرا از او شكايت مىكنيد ؟ همانا على از من است و من از على و او پس از من ، ولى همه مؤمنان است . « محب طبرى » هم اين روايت را در [ الرياض النضره 2 / 171 ] نقل كرده مىگويد كه « ترمذى » ، « ابو حاتم » و « احمد حنبل » اين روايت را متذكر شدهاند و « متّقى » هم در [ كنز العمال 6 / 154 ] به دو طريق ، اين
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 178
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص١٧٨