ايشان بسيار است از جهت آن كه از ايشان كس هست كه پنجاه و شصت فرزند بياورد ، و ايشان هم چنان كه آدمى ميرند نميرند ، و جمله كافرانند و هيچ مسلمان نيستند . و شب معراج جبريل عليه السّلم پيغامبر ما را صلّى اللَّه عليه پيش ايشان برد و مسلمانى بر ايشان عرضه كرد و هيچ نپذيرفتند و مسلمان نگشتند . و پس بسوى جابلقا و جابرسا برد رسول را صلّى اللَّه عليه ، و اسلام برايشان عرضه كرد و ايشان بپذيرفتند و مسلمان گشتند .
و اين ياجوج و ماجوج هم چنان جهد همى كنند كه آن سدّ گشاده كنند و در اين سو آيند ، و تا خداى عزّ و جلّ نخواهد آن سدّ گشاده نشود .
پس چون خداى عزّ و جلّ خواهد كه آن سدّ گشاده شود يكى از ايشان فرزندى بياورد و آن فرزند از بر خويش مسلمان شود . و چون بيايند و آن سدّ را مىكنند و تنگ كرده باشند و آن فرزند كه مسلمان شده باشد او نيز با ايشان باشد و هم چنان كه ايشان مىكنند او نيز مىكند . و چون شبانگاه درآيد گويند فردا باز آييم و تمام سولاخ كنيم و بدان سو در رويم . اين پسر مسلمان گويد بگوييد ان شاء اللَّه . ايشان همه بگويند ان شاء اللَّه .
پس ديگر روز چون باز آيند سولاخ كنند و اندرين سو آيند ، و همه جهان ازيشان پر شود از بسيارى كه هستند ، و هر چه در جهان درختان باشد ميوهء آن و بلگ آن بخورند ، و آب كاريزها و چشمها جمله بخورند ، و اندر همه كاريزها و چشمها هيچ آب نماند ، و مردمان را نيز بگيرند و بخورند ، و هر چه بر پشت زمين طعامست جمله بخورند از هر گونه كه باشد ، و فتنه اندر جهان اوفتد . و لكن ولايت ايشان بيش از دو ماه نبود از بهر
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1484
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٤٨٤