تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منية المريد ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
مشق حروف به اين معنا است كه در كتابت آنها تسريع نكند تا در نتيجه به تغيير حروف دچار شود . برخى گفته‌اند : سنجش خط به اندازهء ميزان قرائت است ، بهترين قرائت آشكارتر اوست و نيكوترين خط هويداتر او مىباشد ، شايسته است از ريزنويسى خوددارى كند زيرا سودى بر اين معنى مترتب نخواهد بود يا كاملا محل انتفاع كسى كه ديده‌گانش ضعيف است نميباشد بسا هست چشم خود كاتب هم پس از اين بعارضهء ضعف مبتلا مىشود و نتيجه نميبرد . يكى از علما به كاتبى كه بريزنويسى اشتغال داشت ميگفت : اين‌طور منويس زيرا آنچه بيشتر محل توجه و احتياج تو مىباشد به تو خيانت مىكند . ديگرى گفته : خطى بنويس كه هنگام نيازمندى بدردت بخورد و خطى نگارش مده كه در پيرى و ناتوانى چشم بهرهء نخواهى برد . بديهى است آنچه تاكنون نوشتيم دربارهء غير مصنفين كتاب است زيرا كندى آنان در كتابت و عدم اعمال حسن خط ايجاب مىكند كه حد اكثر اغراض آنها از نظر خوشنويسى فوت شود به همين علت است كه بيشتر اوقات مشقت در قرائت بر اثر اختلاط حروف و كلمات پيدا مىشود زيرا مؤلف كتاب نظر باينكه تمام جهت فكر خود را مصروف لطائف و مطالب داشته در كتابت سرعت ميكرده و به طور كلى توجهى به صحت و سقم كلمات و حروف ننموده .