درحالىكه با كظم غيظ روبرو شود به باطن خود مراجعه كرده و خشم را در زندان باطن خود محبوس ميدارد از اينجا حسد و كينه توليد مىشود .
معنى حقد ملازمت با استثقال و بغض و نفرت دل است .
پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود شخص مؤمن كينهتوزى نميكند .
در نتيجه حقد ثمرهء غضب است و خود حقد نيز امور فاحشهء را نتيجه ميدهد مانند حسد ، و بدگوئى از بلياتى كه به دو اصابت كرده دورى و جدائى ، و گفتهء ناروا ، مانند دروغگوئى ؛ غيبت ، سرگشائى ، پرده درى ، و سخنآرائى كه عاقبتش تمسخر و استهزا است . و آزار قولى و فعلى ، كليهء امورى كه مذكور داشتيم پارهء از ثمرات حقد است ، و كمترين درجهء حقد با احتراز از اين آفات محرمه همانست كه او را در باطن سبك شمارى و دل خود را از كينهتوزى خالى نسازى به طورىكه از آنچه متطوع گشتى و پذيرفتى از راه خوشروئى و مدارا و قصد خير و نهضت براى كار نيكو و برابرى با دوستان مورد امتناع قرار گيرى
كليهء امور فوق الذكر از رتبهء دينى تو بكاهد و چون سد سكندرى ميان تو و پاداش بيشمارى كه ميبايد نصيب برى حائل ميگردند گرچه ترا در معرض شكنجه قرار ندهند .
بديهى است دربارهء كينهتوزيهائى كه قدرت بر پاداش هم پيدا شود سه حالت يادآورى شده .
اول : حقى كه مستحق اوست بدون كم و زياد استيفا گردد كه اين معنى را عدل گويند .
دوم : بر اثر بخشش به دو ، احسان كند ، اين موضوع را فضل خوانند .
منية المريد ( فارسى ) — صفحة 262
مساهمون: الشهيد الثاني
ص٢٦٢