مشرف شد كه مسئلهء را بهپرسد ، همان ساعت مرد ديگرى از مردم ثقيف هم وارد شد ، حضرت فرمود اى برادر ثقيفى اين مرد انصارى بر تو پيش قدم است بنشين تا حاجتش را برآورم سپس بپاسخ تو پردازم و جوابت را بازگويم .
كسى گفته محصل نوبت خود را به ديگرى بذل ننمايد زيرا كه بخشش از نظر تقرب موجب نقصان است .
آرى اگر استاد در ايثار نوبت ، مصلحتى را در نظر داشت و شاگرد را به بذل نوبت دستور داد بر اوست كه طبق فرمودهء استاد رفتار نمايد و به تصويب غرض استاد كاملا معتقد باشد .
اگر محصل از نظر نوبت ، بر شخص غريبى مقدم است ، كسى گفته مستحب است نوبت خود را به او ايثار نمايد ، چونكه احترام و وجوب ذمهء او تأكيد شده ، و در اين خصوص هم حديثى از ابن عباس رسيده است .
و مشمول همين ماده است شخص متأخرى كه كارى ضرورى داشته و رفيق متقدمش از اين معنى آگهى دارد كه در اين صورت بهتر آنست حق خود را به او تفويض نمايد .
اكنون كه سخن ما در نوبت محصل بدينجا رسيد ميگوئيم : نوبت در صورتى محقق است كه شاگرد ، پيش از ديگران بجلسهء درس حضور يابد اگرچه بعد از اين بعنوان قضاء حاجت و تجديد وضوء از جلسه خارج شود ، مشروط بر آنكه زمان خروج ، آن اندازه كه از عادت بيرون است طولانى نشود ، هرگاه دو شاگرد در حضور بجلسه برابر بودند ميان ايشان قرعه زنند ،
ناگفته نماند اين شروط وقتى لازمالمراعاتست كه تعليم دانش به حد وجوب رسيده باشد و گرنه خود استاد در تناوب شاگردان مخير
منية المريد ( فارسى ) — صفحة 211
مساهمون: الشهيد الثاني
ص٢١١