هنگام سخن گفتن با استاد
بيست و دوم - وقتىكه يكى از شاگردان با استاد صحبت مىكند ديگران سكوت كرده و حق همكارى با او ندارند ، بخصوص اينگونه همكارى را نسبت به استاد انجام ندهند .
برخى از حكما گفتهاند : از ادب است كه در سخن با ديگران همكارى نكنى ، شاعرى سروده
و لا تشارك فى الحديث اهله * و ان عرفت فرعه و اصله
اگرچه از اصل و فرع سخن اطلاع كامل دارى درعينحال با سخنگويان همكارى مكن .
اعتراض بشاگرد
بيست و سوم - هرگاه يكى از شاگردان نسبت به ديگرى اسائه ادب نمود ، به غير از استاد ديگران حق تأديب او را ندارند ، بر استاد لازمست بوسيلهء اشاره يا سرى كه در ميان دارند از راه اندرز او را نهى كند .
و اگر فردى نسبت به استاد چنين كار زشتى را روا داشت ، بر همگانست كه در زجر و منع وى قيام كنند و تا آن اندازه كه ممكن است شخص استاد را يارى كرده اگرچه استاد سهلانگارى نمايد ، زيرا اگر به منع وى نپردازند حق استادى را پامال نمودهاند .
محصل از نظر نوبت
بيست و چهارم - هنگامى كه ميخواهد درس خود را خدمت استاد قرائت كند ناگزير است هرچه بيشتر نوبت خود را مراعات نمايد ، در نتيجه هرگاه نوبت ديگرى بود ، بدون جلب رضايت او حق ندارد از نوبت وى استفاده نمايد .
روايت شده مردى انصارى خدمت حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم