با كلمهء سابق مكرر نموده و استاد را بدينوسيله بياگهاند ، يا از راه پرسش كلمهء صواب و حق را باستاد عرضه بدارد ، چهبسا هست خطا - گوئى معلم از طريق فراموشى يا سبق لسان بوده ، و نگويد حق همين است كه بعرض رسانيدم در نتيجه هرگاه استاد كلمهء حق شاگرد را گواهى نمود ، عملى بجا و بموقع انجام داده و الا تحقيق مطلب را شاگرد براى جلسهء آينده موكول سازد .
اكنون كه موضوع سخن بدينجا خاتمه يافت كلمهء را كه خود شاگرد صحيح دانسته باصلاح او نپردازد ، با آنكه ميداند معلم يا ديگرى از شاگردان هم بدين معنا پى بردهاند .
و درصورتىكه فوت تحقيق و عسر تدارك در كار نباشد ، و از آن طرف ناصوابى پاسخ معلم هويدا شد در هنگام باصلاح مشغول نباشد .
ليكن اگر استاد در نامههاى استفتائى خطا كند و مرد سائل آدمى غريب يا دورافتاده از منزل استاد باشد يا شخصى بدگو به حساب آيد ، نخست استاد را با اشاره متوجه ساخته سپس تصريحا موضوع را بعرض رساند ، و هرگاه وى بشأن شاگرد و سخن او اعتنائى نكرد از راه مهربانى به پند و اندرز دادن او قيام كند .
و هرگاه در تصحيح كتاب به محلى رسيد و فراغت حاصل كرد در برابر او بنويسد بلغ العرض يا بلغ التصحيح .
شاگرد و مذاكره
پنجم - پس از آنكه اهم فالاهم را براى شاگرد حفظ و تصحيح و مطالعه برگزيد معلومات خود را مورد مذاكره قرار داده و پيوسته در انديشه دربارهء آنها فرورفته و فوائدى را كه بدست آورده خوار نشمرده