در اينكه با حمل بر صحت احتياط از دست نبايد داد وحكايت
ليك نزد خود نما زيشان حذر * خاصه كز مؤمن دهد زايشان خبر
داد إسماعيل فرزند امام * بر يكى ز أهل زمان خويش وأم
أو از آن پس وأم را واپس نداد * نزد صادق كرد إسماعيل ياد
گفت با فرزند آن مير أنام * خود نه بشنيدى كند شرب مدام
وأم بر مى خواره دادى اى پسر * خود فكندي خويش را اندر ضرر
گفت مى گفتند من ناديده أم * اعتمادي نيست بر بشنيدهام
آن امام دين پى ذكر سند * گفت صدق مؤمنا فيما شهد ( 1 )
( در جمع ما بين آنچه به نظر ضد نمايد وآنكه آنها وفق است )
هست در شرع وطريقت راهها * كأول آيد در نظرها ضد نما
ليك باشد عين عدل وراه راست * چشم ضد بين اندر اين ره كج نما است
كن همى از موضع تهمت حذر * ليك منما متهم آنكوست در
پاى تا سر باش در خوف خدا * همچنان سر تا به پا رو در رجا
نيست جبر ونيست در كار اختيار * نى مركب زين دو در بين وكنار
بين امرين است امرى بس وسيع * ليك بنمايد بسى نغز وبديع
خالق أشياء است در أشياء درون * همچنان كوهست از أشياء برون
در درون بي وصل وبيرون بي فصال * عكس مرآت آر از بهر مثال
عكس بيرون ودرون آينه است * ليك نى ممزوج ونه از وى باينه است
گر چه عكس عكس باشد كاينات * جملگى عكسند در مرآت ذات
هامش
( 1 ) رك : " وسائل الشيعة " ، ج 6 / 230 ، ح 24207 .