ترك دنيا از پى حب خدا * هست داراى تمام تركها
ترك دنيا ترك عقبى ترك ترك * در كلاه فقر يك شدني سه ترك
زهد دنيا أصل شد ور هست سهل * سختى أو هست نزد أهل جهل
گفت با فضل ين عياض آن رشيد * زهدت از دنيا بسى بينم شديد
گفت هارونا تو از من ازهدى * اى شده دنيائيانت مقتدى
زهد من باشد از اين دنياي پست * زهد تو از آخرت كو دائمست ( 1 )
( إلى هنا وجد المثنوى وله رباعيتان بهما ختمنا : )
با عين على ميم محمد شده ضم * آمد نبأ عظيم در عم علم
جز حلقهء عين وميم بر صفحهء لوح * نقشى به گه نگار نامد ز قلم
* * *
امروز درخت صنع آورد ورق * امروز رسيد شام را صبح وشفق
آمد به وجود مهدى آل رسول * يعنى زهق الباطل وقد جاء الحق
تمت
* * *
هامش
( 1 ) منثور داستان فوق در منابع بسيارى آمده است از جمله رك : " مع علماء النجف الأشرف " از
مرحوم محمد جواد مغنيه .