مسلم كسى باقى مانده يا خير ؟ ( 1 ) آنان پس از اخذ اطلاع بوى خبر دادند كه كسى از آنان باقى نيست . پسر زياد گفت خوب جستجو كنيد ممكن است در مخفيگاه در كمين شما باشند آنها نيز تختهاى مسجد را كشيده و مشعلها بدست گرفته و از اطراف مسجد و صفههاى آن آويزان ميكردند و چون بطورى كه بايد و شايد نميتوانستند كاملا بررسى به عمل آورند قنديلها را افروخته و نيهائى كه با پارچه سرهاى آنها را بسته بودند روشن نمودند و بدين وسيله دور و نزديك و همه تاريكيها و حتى اطراف منبر را نيز مورد بررسى قرار داده اثرى از كسى نيافتند معلوم شد آنها كه سنگ يارى حسين و نائب او را به سينه ميزدند هم اكنون در خواب ناز و در بستر نازنينانشان آرميدهاند هنگامى كه كاملا اطلاع پيدا كردند كسى از ياران مسلم باقى نمانده ابن زياد را از فداكارى ياران مسلم و پشتيبانى از حضرت او را به آن ناستوده خبر دادند او هم با كمال راحتى دستور داد در پيشگاه دار الاماره را كه به مسجد باز ميشده بگشايند آنگاه خود و يارانش وارد مسجد شده بمنبر رفت و امر كرد همه كسان او گرداگرد منبر قرار بگيرند هنوز موقع نماز خفتن نرسيده بود فرمانداد عمرو بن نافع در ميان كوفه مردم را ندا كرده بگويد هر كسى كه از نوكران و سرشناسان و جنگجويان كه نماز خفتن را در مسجد بجا نياورد در امان امير نخواهد بود . ساعتى نگذشت اين ندا مانند شهاب ثاقب در دلهاى آن بيچارگان تأثير كرد و در اندك وقتى مسجد پر از جمعيت شد منادى مردم را براى نماز جماعت اعلام كرد پسر زياد دستور داد پاسبانان و نگهبانان اطراف او را مواظبت كرده مبادا يكى از ياران مسلم بوى حمله نمايد و او را از پاى درآورد بى خبر از آنكه اگر آنان اهل غيرت و مردانگى بودند نبايد با يك بادى از اطراف نائب خاص حسين ع پراكنده شوند مجملا با كمال آرامى نماز خفتن را بجا آورده بمنبر رفت پس از حمد و ستايش خدا گفت : ( 2 ) همانا فرزند نادان و سفيه عقيل دست بمخالفتى زد و پرده نفاقى دريد كه همه شما از آن -
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 402
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٤٠٢