از خدا سپاسگزارى كن .
( 1 ) محمد سيارى گفته زر و سيمى براى مرزبانى حارثى فرستادم و در ميان آنها دست برنج طلائى بود همهء آنها پذيرفته شد و دست برنج برگرديد من كه فهميدم سرى در آن بايد باشد دستور دادم آن را شكستند در ميان آن چند مثقال آهن و روى و مس وجود داشته و معلوم شد روكش طلا بر آن پوشانيدهاند آنها را برداشته و اصل طلا را ايصال نمودم پذيرفته شد .
( 2 ) على بن محمد گفته مردى از باديهنشينان مالى حضور انور تقديم داشته پذيرفته نگرديده و ابلاغ شد چهار صد درهم از اين مال حق پسر عموهاى تست نخست آن را بپرداز ، آنگاه ما بقى را بحضور ما تقديم بدار .
نامبرده بطورى كه فرموده بود زمينى كه پسر عموهايش شركت با آن داشته در دست اختيار خود داشت و آنها را از منافع آن ممانعت ميكرد وى پس از بررسى متوجه شد كه همان مقدار مزبور حق نامبردگانست آنها را به صاحبانش داده ما بقى را تقديم كرده پذيرفته شد .
( 3 ) قاسم بن علا گفته چند فرزند نصيب من شد عريضهء بمقام مقدس معروض داشته و درخواست دعا كردم پاسخى نشنيدم در نتيجه آنها وفات يافتند و چون فرزندم حسين متولد شد نامهء نوشته درخواست دعا نمودم ، توقيعى شرف صدور يافت و درخواست من بهدف اجابت رسيد فرزندم پايدار ماند الحمد للَّه .
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 682
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٦٨٢