( 1 ) ابو عبد اللَّه صالح گويد حضرت ولى عصر را در هنگامى كه مردم خود را به حجر الاسود نزديك مى - كرده و به استلام آن بر يك ديگر سبقت ميگرفتند زيارت كردم ميفرمود اين مردم به اين گونه هجوم ، مأمور نشدهاند .
( 2 ) ابراهيم بن ادريس گفته پس از رحلت حضرت عسكرى ع امام زمان را زيارت كرده و دست و سر آن جناب را بوسيدم .
( 3 ) احمد بن نضر از قنبرى گفته سخن جعفر بن على و رفتار او بميان آمد از وى نكوهش كرده پرسيدم آيا غير از او ديگرى بود كه بتواند امور امامت را متعهد شود ؟ قنبرى گفت آرى . پرسيدم آيا تو خود او را ديدهء ؟
پاسخ داد خير بلكه ديگرى ديده پرسيدم آن ديگر كيست ؟ گفت جعفر بوده كه ويرا دو مرتبه ديده است .
( 4 ) عمرو اهوازى گفته حضرت ابو محمد مرا به زيارت فرزند والاگهرش مشرف ساخت و فرمود اين وجود مبارك امام شماست .
( 5 ) ابراهيم بن محمد از ابو نصر طريف خادم روايت كرده كه نامبرده حضرت ولى عصر ع را ديده و زيارت كرده .
و امثال اين اخبار بسيارند و همين مختصرى را كه در اين كتاب آورديم نظر ما را تأمين مىنمايند زيرا مهمترين موضوعى كه بايد كاملا مورد دقت قرار بگيرد اثبات وجود و امامت آن حضرتست و اين معنى را ما پيش از اين اثبات كرديم و آنچه پس از آن آورده شود غرض پيشين ما را تقويت مىنمايد و هر گاه اين را هم ذكر نميكرديم زيانى به نظر سابقى ما نميداشت ، شكر خدا را .
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 680
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٦٨٠