ميكرد و بمذهب مرجئه تمايل ميورزيد و پس از پدرش ادعاى امامت كرد و ميگفت چون من اكبر اولادم امامت حق منست و به همين مناسبت عدهء از ياران حضرت صادق ع به او گرويدند و خوشبختانه طولى نكشيد عدهء زيادى از آنها از وى برگشته و به امامت حضرت موسى بن جعفر اعتقاد پيدا كردند زيرا دانستند كه عبد اللَّه به غير از ادعا ، مطلب ديگرى ندارد و آدمى ناتوانست ليكن حضرت موسى بن جعفر سيدى بزرگوار و امامى عاليمقدار و حقانيت و براهين امامت او بر همگان لايح و آشكار است در عين حال عدهء كمى بعقيدهء خود باقيمانده و عبد اللَّه را به پيشوائى برگزيده و آنان بعنوان فطحيه شهرت كردند زيرا عبد اللَّه مردى فيل پا بود و آدمى كه چنين باشد او را افطح مىنامند .
و هم گفتهاند علتى كه نامبردگان را فطحى گفتهاند براى اينست كه مبلغ آنان و شخصى كه عبد اللَّه را بعنوان امامت معرفى ميكرد مردى بود بنام عبد اللَّه بن افطح .
( 1 ) 3 - اسحق بن جعفر : مردى دانشمند و نيكوكار و متقى و مجتهد بود و مردم احاديث و آثارى از او روايت كردهاند .
ابن كاسب هر گاه روايتى از او نقل ميكرد ميگفت حدثنى الثقة الرضى اسحاق بن جعفر .
اسحاق ، برادر والاگهرش حضرت موسى بن جعفر را بامامت مىشناخت و از پدر تاجدارش تصريح بر امامت حضرت مشار اليه را روايت ميكرده .
( 2 ) 4 - محمد بن جعفر : مردى دلاور و با سخاوت بود روزى را روزه ميگرفت و روزى را افطار ميكرد و همعقيده با زيديه بود و معتقد بود بايد براى نابودى دشمنان دين خروج كرد .
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 555
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥٥٥