حضرت پاسخ داد مردم فرداى قيامت در زمينى كه مانند گردهء نان پاكيزهايست محشور ميشوند و در روى آن نهرهائى جارى است تا از حساب خود فارغ نشدهاند به قدر ما يحتاج از آن مىخورند و مىآشامند .
هشام كه خيال كرد تيرش بهدف رسيده و بر امام ع چيره شده بشگفت آمده گفت اللَّه اكبر عجب پاسخى است پيش او رفته بگو امير ميگويد آن روز با آن همه گرفتارى كه از همه طرف آنها را احاطه كرده چگونه به ياد خوردن و آشاميدن مىافتند ! .
حضرت پاسخ داد بوى بگو جهنميها با آنكه در ميان شعلههاى آتش ميسوزند از خوردن و آشاميدن فراموش نميكنند و درخواست آب و رزقى كه خدا ارزانى فرموده مىنمايند و اين آيه را از سوره اعراف دليل آورده كه خدا از گفته جهنميها نقل مىكند مردم جهنم از بهشتيها درخواست مىنمايند
أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ
شربت آبى يا چيزى ديگر از آنچه خدا بشما ارزانى داشته بما كرم كنيد .
اينجا هشام فهميد كه مغلوب شده و ايراد ديگرى ندارد .
( 1 ) 6 - گويند نافع بن ازرق حضور اقدس باقر العلوم ع شرفياب شده مسائل چندى از حلال و حرام پرسيد حضرت در طى پاسخهاى خود فرمود از خوارج خونريز سؤال كن براى چه بكشتن على ع حاضر شديد و مردم را از نعمت وجود او محروم ساختيد با آنكه شما همان مردمى بوديد كه خونهاى خود را در برابر او ميريختيد و خود را مطيع ميدانستيد و معتقد بوديد هر گاه از او يارى نموديد بهتر ميتوانيد تقرب به خدا پيدا كنيد .
آنها ناگزير از اين راه پيش مىآيند و مىگويند علت برگشت ما از على ع اين بود كه او در دين خدا حكم قرار داده بود پاسخ بده على ع عمل بىسابقهء مرتكب نشده خداى متعال در شريعت اسلامى دستور داده براى رفع اختلاف ، دو نفر شخص را مصلح و حكم قرار دهيد چنانچه در سورهء نساء ميفرمايد