تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
حديث مزبور را جابر از پيغمبر اكرم و امام باقر از پدرش از جدش از حضرت زهرا ع روايت كرده . و نيز جدش على ع در زمان حيات پدرش حسين ع به امامت او تصريح كرده و نيز پدرش حسين ع او را وصى خود قرار داد و به ام سلمه امانتى سپرده بود و فرموده بود هر كسى كه در صدد گرفتن اين امانت برآمد بدان كه او امام پس از منست بعد از شهادت آن حضرت على بن الحسين ع امانت مزبور را از ام سلمه درخواست كرد . و اثبات امامت به امثال وجوه مذكوره بابيست كه هر گاه كسى در صدد جستجوى آن برآيد مى - تواند بسادگى بحقيقت آن برسد و ما در اين كتاب نخواستيم كاملا تمام وجوه مربوطه را استقصا نمائيم به همين مناسبت بدين مقدار اكتفا نموديم .

باب هفتم در بيان بخشى از اخبار و فضائل آن حضرت

( 1 ) 1 - عبد اللَّه موسى از جدش روايت كرده مادرم فاطمه بنت الحسين ع همواره مرا وصيت ميكرد حضور دائى بزرگوارم شرفياب شوم و من هر گاه در خدمت آن جناب مشرف ميشدم چون از جا حركت ميكردم و اجازهء مرخصى ميگرفتم خير كاملى نصيب من شده بود و دست خالى مراجعت نميكردم زيرا يا آن حضرت را بيمناك از خدا مييافتم در نتيجه دل من هم از خدا خائف ميشد و يا بيان علمى ميفرمود بر معلوماتم اضافه ميكرديد .