تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
( 1 ) هنگامى كه شاميها قرآنها را روى نيزه كردند و ياران على ع را به شك انداختند و آنان از على ع درخواست كردند تا با شاميها بمسالمت رفتار كند و سازش نمايد فرمود واى بر شما اين كار ، مكر شاميانست و منظور آنها نگهدارى قرآن نيست و آنها اهل قرآن نمىباشند از خدا بترسيد و دست از پيكار برنداريد هر گاه سخن مرا نپذيريد راهها بر شما سخت شود و چنان پشيمان شويد كه سودى نبريد و قضيه چنان شد كه فرمود ، زيرا آنها پس از آنكه كار خلافت را بحكومت حكمين واگذار نمودند پى به تقصير خود برده و دانستند عدم اجابت خواسته على ع بزيان آنها تمام شده و راه وصول به مقصود را براى آنان دشوار ساخته و جز هلاكت راه ديگرى براى آنان نمىباشد . و هنگامى كه على ع عازم پيكار با خوارج شد فرمود هر گاه خوف اين معنى نبود كه شما ممكن است از راه حق منحرف شويد و دست از كار بكشيد از قضاى الهيكه بر زبان پيغمبر حق جارى شده در بارهء كسى كه با آنان مىجنگد و كاملا از احوال ايشان باخبر است بشما اطلاع ميدادم و ثابت مىكردم كه آنان بدترين افرادند و كسى كه با آنها پيكار كند هر چه بيشتر و بهتر به خدا نزديك است . هنگامى كه على ع از كارزار با خوارج آسوده شد در صدد يافتن مرد كوتاه دست كه نامش حرقوص ابن زهير بود برآمد و در ميان كشتگان مىگشت و مىفرمود سوگند به خدا دروغ نگفته‌ام و كسى هم كه مرا از وجود چنين آدمى اطلاع داده دروغ نگفته و بالاخره نامبرده را در ميان كشتگان يافته پيراهنش را دريده و بر شانه‌اش گوشت زيادى به شكل پستان زنان بود كه چون آن را مىكشيدند دست و شانه به تبع آن كشيده ميشد و چون رها مىكردند بجاى اول بازمىگشت و چون حال او را بدان كيفيت ملاحظه كرد تكبير گفته و فرمود پيش‌آمد اين موجود ، عبرت براى بينايانست .