تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
( 1 ) و هنگامى كه در ذى قار براى بيعت ، جلوس كرده فرمود به زودى از جانب كوفه هزار نفر مرد بىكم و كاست به طرف شما خواهند آمد و با من بيعت مىكنند و خود را آماده براى مرگ ميسازند . ابن عباس گويد من از شنيدن اين سخن ، بيمناك شده و گفتم ممكن است كمتر يا بيشتر از هزار نفر باشند و سرانجام ما به بيچارگى منتهى شود و پيوسته اين انديشه مرا اندوهناك ساخت تا آن هنگام كه مردان كوفه وارد شدند من بر اثر استماع آن خبر ، كوفيها را مىشمردم تا نهصد و نود و نه نفر تكميل شده و هزارمى آنها را نديده گفتم
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
چرا على ع چنين اطلاعى داد و چه امرى ايجاب كرد وى چنين سخن نابجائى بگويد و ما را در برابر دشمنان سرشكسته بسازد و همواره در انديشه بودم در اين وقت چشمم به مردى افتاد كه از دور بجانب ما مىآيد چون نزديك شد پياده پشمينه پوشى را ديدم كه شمشير حمايل كرده و سپر و لوازم جنگى را همراه برداشته حضور على ع آمده عرض كرد دست دراز كن تا با تو بيعت كنم على ع پرسيد بچه كيفيت مىخواهى با من بيعت نمائى ؟ جواب داد آنچه مىگوئى بشنوم و فرمانبردارى كنم و در برابر تو پيكار نمايم تا كشته شوم يا آنكه خدا پيروزى را نصيب تو فرمايد على ع پرسيد نام تو چيست ؟ عرضكرد نام من اويس است فرمود اويس قرنى تو هستى ؟ عرضكرد آرى فرمود اللَّه اكبر دوست من رسول خدا ص اطلاع داد كه من صحبت يكى از امتان او را بنام اويس قرنى كه از حزب خدا و رسولند درك مىكنم و او در ركاب من شهيد مىشود و گناهكاران به اندازهء مردم ربيعه و مضر از شفاعت او بهره‌مند مىشوند . ابن عباس گويد چون از صدق فرمايش على ع اطلاع يافتم مسرور شدم خدا از انديشه خطاى من درگذرد .
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 306 | الشيخ المفيد / ساعدى خراسانى