فصل - 35 هنگام مراجعه از صفين
( 1 ) هنگامى كه معويه ياران على ع را بقرآنهائى كه روى نيزه كرده بود فريب داد و آنان از پيكار بىكار شدند فرمود شما با اين عملتان نيروى اسلام را درهم شكستيد و سنت آن را از درجهء اعتبار ساقط كرديد و اركان آن را سست كرده و خوار نموديد .
هنگامى كه دشمنان شما را چيره يافتند و از شما بيمناك شدند كه مبادا بدست شما به هلاكت رسند و از پا درآيند قرآنها را روى نيزه كردند و شما را به آيات آن دعوت نمودند تا شما را از هلاك خود منصرف سازند و آتش جنگ را خاموش سازند و در حيله و مكر را از هر طرف به روى شما گشودند بنا - بر اين شما اگر با آنها همگام شويد و آنچه ميخواهند بديشان بدهيد جز مردمى فريب خورده نخواهيد بود .
سوگند به خدا از اين به بعد هدايت و احتياطى براى شما گمان نميدارم .
فصل - 36 پس از قرارداد
( 2 ) پس از آنكه قرارداد صلح ميان على و معويه نوشته شد و اهل عراق در اين خصوص با آن حضرت ملاقاتهائى كردند فرمود سوگند به خدا من از اين پيشآمد خرسند نميباشم و دوست نميدارم شما هم رضايت داشته باشيد و هر گاه شما حاضر نيستيد به رضايت من رفتار كنيد و ميخواهيد خواستهء نابجاى خود را بكرسى بنشانيد منهم ناچار رضايت مىدهم و چون رضايت دادم صحيح نيست از رضايت خود برگردم و اقرار خود را تبديل نمايم مگر اينكه با پيمانشكنى و حل عقد ، از خدا نافرمانى نمايم و بر كتاب او تعدى كنم از اين به