تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨

فصل - 27 رسيدن خبر فتح بكوفه

( 1 ) چون على ع بفتح بصره توفيق يافت نامه ذيل را بكوفه نوشت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
نامه‌ايست از بندهء خدا على بن ابى طالب امير المؤمنين بمردم كوفه . سلام بر شما ستايش ميكنم خدائى را كه جز او خداى ديگرى نيست اما بعد خداى متعال بدادگرى داورى نموده و نعمتهائى كه بمردم ارزانى داشته از ايشان نميگيرد و تغيير نميدهد مگر خود آنها موجبات تغيير نعمت را براى خودشان فراهم سازند و هر - گاه در بارهء عدهء آهنگ بدى داشته باشد كسى نميتواند او را از اراده‌اش بازگرداند و داورى جز او براى آنان نميباشد اينك در اين نامه از حال خود و گروه بصريان و قريش و ديگران كه به طلحه و زبير پيوسته و پيمان شكسته اطلاع ميدهيم . ما از مدينه عازم بصره شديم زيرا خبردار شديم كه گروه مخالفان به بصره درآمده و نسبت به عثمان ابن حنيف كارگزار من كارى كه نبايد انجام دهند بجا آورده‌اند هنگامى كه به ذى قار رسيدم حسن بن على و عمار بن ياسر و قيس بن سعد را پيش فرستاده و از شما مدد خواستم تا از حق خدا و رسول و حق من دفاع نمائيد بلافاصله و با سرعت هر چه تمامتر برادران مسلمان خود را بكمك من فرستاديد من از ديدار آنان خرسند شدم و همراه ياران خود به پشت بصره نزول كردم آنان را دعوت كرده و پوزششان را پذيرفته و اقامهء حجت نمودم ليكن قريش و ديگران كه مرتد شده بودند همچنان بلغزش خود باقيمانده و حاضر نشدند توبه كنند و از پيمان من و معاهدهء كه با خدا بسته و مخالفت كرده بازگردند و بالاخره امتناع كرده و آمادهء پيكار با من و همراهيان من شدند و به گمراهى خود استقامت ورزيدند .