عدهء هم از مردان شما از يارى ما دست برداشتند و مرا از خود ناراحت نمودند اينك شما هم از آنان دورى كنيد و با سخنان ناروا با آنها گفتگو نمائيد تا از فعل خود شرمنده شده بما توجه كنند و ما آنچه را از آنها انتظار داشتيم از ايشان مشاهده كنيم .
فصل - 29 عزيمت بشام
( 1 ) هنگامى كه به طرف شام عزيمت داشت تا با معويه كارزار كند پس از حمد خدا و درود بر پيمبر مصطفى ص فرمود بندگان خدا از خدا بپرهيزيد و از او اطاعت كنيد و از رهبر عاليقدر خود پيروى نمائيد زيرا رعيت شايسته بوجود رهبر دادگر از بيچارگى رهائى پيدا مىكند و رعيت بدكار به پيروى از پيشواى فاجر ، به هلاكت ميرسد .
معويه حق مرا غصب كرد و پيمان مرا شكست و دين خدا را مسخره نمود و شما ديديد ديروز گذشته مردم مسلمان چه شورشى به پا كردند و شما با خواست خود بجانب من آمديد و مرا از منزلم خارج كرديد تا با من بيعت نمائيد .
منهم با اطلاع از سابقهاى كه از حال شما داشتم از پذيرفتن مقصود شما خوددارى نمودم شما زير بار نرفته مكرر در مكرر در اين خصوص با من ملاقات كرديد و مانند شتر تشنهء كه ببركه آب ميرسد همچنان اطراف مرا فراگرفتيد و به بيعت با من حريص بوديد تا كار به جائى رسيد بيم داشتم برخى از شما بدست ديگران كشته شويد چون اين گونه شما را حريص ديدم در بارهء كار خود و شما تجديد نظر كرده گفتم هر - گاه من براى انجام دادن كار ايشان قيام ننمايم به ديگرى دست پيدا نمىكنند كه بتواند بجاى من برقرار شود و مانند من به عدالت كار كند و گفتم سوگند به خدا هر گاه من بر ايشان تسلط پيدا كنم با آنكه از حق