فصل - 22 توجه بجانب بصره
( 1 ) گفتار على ع در هنگامى كه از ذى قار به بصره توجه كرد پس از حمد خدا و درود بر محمد مصطفى فرمود خداى متعال جهاد را بر مسلمانان واجب كرد و آن را از كارهاى بزرگ آنان قرار داد و موجبات يارى دين خود را فراهم ساخت سوگند به خدا دين و دنيا به غير از جهاد منظم نمىشود .
و همانا در اين روزها شيطان لشكريان خود را گرد آورده و اصحابش را دعوت كرده و امر را بر مردم مشتبه نموده و حيلهگرى به نهايت رسانيده ، كارهائى پديدار شد و امورى برقرار گرديد سوگند به خدا اينان كه بر من قيام كردهاند نه از آن جهت است كه كار ناشايستى از من ديدهاند و نه آن طورى كه بايد و شايد بانصاف رفتار نمودند و اينان در صدد حقى برآمده كه دست برداشته و در تعقيب خونى برآمده كه بدست دژخيمانهء خود ريختهاند و اگر منهم با ايشان در اين خونريزى شركت مىكردم باز هم خود آنها نصيب خود را از آن ميبردند و اگر آنان بدون شركت كردن من بانجام آن پرداختند شر آن كار به خود آنها برگشته و بزرگترين حجتها عليه خود آنها بوده و من با آن بينائى و بصيرتى كه در كار داشتم بدين عمل اقدام ننمودم .
و همانا اينان همان عدهء سركشانند كه در ميانشان قوم و خويشها دست بدست هم دادهاند ( عبد اللَّه بن زبير و خالهاش عائشه و زبير شوهر خواهر عائشه ) كودك فتنه كه موهايش بلند شده و خون برگهايش دويده از مادرش كه سالها بچه را از شير بازگرفته شير ميخواهند و بيعتى كه متروك مانده احيا مىكنند و مىخواهند بدين وسيله ضلالت را بدست گمراهان دهند از آنچه بجا مىآورند پوزش نمىخواهند و از آنچه