تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
به بصره رفته بودند تا هواخورى كنند و ماهى كبابى نوش جان نمايند ؟ !

دروغِ رخ دادن نبرد بدون قصد و برنامه قبلي

امام اسحق بن راهويه گويد : بدون اجازه علي ، به بصره روى نمودند تا به خون‌خواهى عثمان برخيزند ؛ زيرا قاتلان عثمان نزد على گرد آمده و از سران آن جمعيت بودند و او نيز بيم داشت كه مردم به جان آنان بيفتند . پس سپاه مدينه و از جمله قاتلان عثمان را به سوى عراق حركت داد و ميان وى و عايشه نبرد جمل بدون علم و قصد قبلى رخ داد و افراد فرومايه زمام جنگ را به دست گرفتند و كار از دست على و طلحه و زبير بيرون رفت و از دو سپاه حدود بيست‌هزار تن كشته شدند . ترديد نيست كه عايشه از حركتش به بصره و حضورش در نبرد جمل كاملا پشيمان شد و گمان نمي‌كرد كه كار به آن جا برسد و از اين رو ، توبه نمود . البته وى در اين كار فقط قصد خير داشت ، همان سان كه طلحة بن عبيدالله و زبير بن عوام و گروهى از بزرگان - خدا از همه خشنود باد ! - در اين كار اجتهاد نمودند . هنگامى كه آيه « وَقَرْنَ فى بُيوتِكُنَّ » خوانده شد ، عايشه گريست ، چندان كه روسري‌اش از اشك خيس شد . نقل شده است كه او گفت : « هرگاه ابن‌عمر از اين جا عبور نمود ، او را به من نشان دهيد ! » هنگامى كه ابن‌عمر از آن جا عبور كرد ، به عايشه گفتند : « اين ابن‌عمر است . » عايشه گفت : « اى ابوعبدالرحمن ! چرا مانع حركت من به بصره نشدي ؟ » گفت : « ديدم كه مردى [ ابن‌زبير ] بر انديشه تو غلبه كرده بود ! » اين روايات نشان مي‌دهد كه عايشه كاملا پشيمان بود تا آن جا كه اين كار خود را بدعتى در زندگى خويش مي‌دانست . او در آغاز مي‌خواست در خانه خود دفن گردد ؛ اما از اين كار پشيمان شد و گفت : « من مرتكب بدعت شدم ! » و وصيت نمود كه در بقيع دفنش نمايند . ( المسند ، 2 / 33 )