تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
گاه گفته‌اند : قصد آنان نبرد نبود ؛ بلكه تعدادى نوجوان و افراد فرومايه جنگ را آغاز كردند و صحابه نيز در آن افتادند و هزاران تن را كشتند و قاتل و مقتول ، هر دو در بهشت جاى دارند ! گاه گفته‌اند : رهبران اين جنگ ، اهل نجاتند و پيروانشان اهل هلاك ؛ زيرا رهبرانشان صحابه‌اى بودند كه پيامبر به بهشتى بودنشان گواهى داده است . اما پيروانشان در دوزخ جاى دارند ، هرچند به فرمان همانان و به خاطر آنان جنگ كردند ؛ زيرا اينان از صحابه نبودند ! گاه گفته‌اند : مسؤوليت بر عهده طرف سوم است ، يعنى كسانى كه عثمان را كشتند و به نام سركرده‌شان عبدالله بن سبا ، سبائيه نام دارند . آنان بودند كه اين دو طرف را به جنگ تحريك كردند و تلاش براى صلح را ناكام نهادند و آتش نبرد را روشن ساختند . بدين سان ، صحابه تيزهوش را افرادى ساده‌انديش و فريفته شده خواندند كه گروهى پنهانى ايشان را آلت دست خود ساختند و به جنگى كشاندند كه ده‌ها هزار تن در آن حضور داشتند و يك‌سومشان كشته شدند ! گاه گفته‌اند : خطا هم از عايشه و طلحه و زبير سر زد و هم از علي ؛ اما آنان توبه كردند و على به عايشه گفت : « خدا تو را بيامرزد ! » عايشه هم به وى گفت : « خدا تو را هم بيامرزد ! » و ماجرا پايان يافت ! شگفتا از اين گستاخى در تحريف حقايق و وارونه نشان دادن امور ! چگونه باور كنيم كه گروهى از بزرگان صحابه به اختلاف و دشمنى برخاستند و ماه‌ها براى جنگ با يكديگر آماده شدند و سپاهيان و پيروانى فراهم ساختند و ميانشان مذاكرات و مبادله سفيران و نامه‌ها انجام گرفت و سپس با علم و عمد و اصرار ، دو سپاه مقابل هم قرار گرفتند و هفت روز ميانشان نبرد به طول انجاميد و بسيارى افراد كشته شدند و سرهاى فراوان بر خاك افتاد و دست‌ها و پاهاى بسيار قطع گشت و جنگجويان رجز و شعرهاى مختلف خواندند و . . . و در عين حال ، قصد جنگ نداشتند و در پى حكمرانى و سلطنت نبودند ؟ آيا آنان