بدون تحمل رنج و سختى ، صيد فراوانى بدست مىآوردند و به منافع دنيوى خود دست مىيافتند .
پارسايان دهكده از اين عمل منحرفين و دنياپرستان آگاه شدند ، لذا نزد آنان شتافتند و به پند و اندرز و اعلام خطر به آنان پرداختند ، ولى گفتار پرهيزكاران در روح سركش و سودجوى آنان نفوذ نكرد و روش آنها را تغيير نداد . سپس براى ترك اين رفتار ناپسند دست به اعتراض وسيع زدند و در نهايت به زور متوسل شدند و تصميم گرفتند افراد خطاكار را از دهكده اخراج كنند .
از دست دادن صيد در روز شنبه و اخراج از دهكده براى سودجويان گران آمد ، لذا به معترضان گفتند : ما و شما در منافع و منابع اين دهكده شريكيم ، شما نمىتوانيد ما را از اين سرزمين بيرون كنيد و آن را به انحصار خود درآوريد ، زيرا اين سرزمين ، زادگاه ، مسكن و محل درآمد ما است ، ما نمىتوانيم اين دهكده را ترك كنيم و به جاى ديگرى كوچ كنيم .
اگر بر جدايى از ما اصرار داريد ، بايد دهكده را تقسيم و ديوارى بين زمينها بنا كنيم تا هر گروه مطابق ميل خويش عمل و زندگى كند .
پرهيزكاران پذيرفتند كه دهكده را تقسيم و متمردين را از خود جدا سازند ، لذا با تفكيك دهكده هر گروه به كار خود مشغول شد . گنهكاران به لهو و لعب و صيد بى رويه پرداختند . نهرهاى كوچكى حفر كردند كه دهكده را به دريا وصل مىكرد و به اين ترتيب شبهاى شنبه ماهيها تا درب منزل آنان مىآمدند و آنگاه كه خورشيد غروب مىكرد و روز شنبه به پايان مىرسيد ، راه بازگشت ماهىها را سد و آنها را براحتى صيد مىكردند .
گروه پرهيزكاران همچنان به منع گنهكاران و بيم آنها از عذاب ادامه دادند ولى چون پند ناصحان در آنها اثرى نكرد ، دست از نصيحت برداشتند و جمعى از ايشان گفتند : « چرا قومى را كه از جانب خدا به هلاك يا عذاب سخت محكومند ، موعظه مىكنيد ؟ ( با آنكه بىاثر است ) » « 1 »
هامش
( 1 ) . سوره اعراف آيه : 164« لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ . . . »