اين وضع چگونه ممكن است كه من به سلطنت برسم و زمام قدرت را در كف گيرم ؟ !
سموئيل گفت : آنچه گفتم ، اراده خدا و امر و وحى اوست . شكر اين نعمت را بجا آور و آماده جهاد شو ! سپس دست طالوت را بگرفت و او را نزد سران بنى اسرائيل آورد به ايشان معرفى كرد . سموئيل گفت : خداوند طالوت را براى سلطنت شما برگزيده است ، وى حق رياست و سلطنت بر شما را دارد ، شما هم بايد تسليم او شويد و از او اطاعت كنيد ، از تفرقه بپرهيزيد و آماده نبرد با دشمن شويد .
بنى اسرائيل از اين واقعه سخت متحير شدند و آنگاه كه سموئيل گفت سلطنت بنى اسرائيل به طالوت مىرسد ، آنچنان آثار اكراه و انكار در صورتشان آشكار شد كه نمىتوانستند سخن بگويند ، زيرا آنها مىدانستند كه طالوت از گمنامترين و فقيرترين افراد بنى اسرائيل است . پس نگاهى به يكديگر كردند ، صورت خود را گرداندند و از روى خودخواهى و تكبر ، بينى و ابروهاى خود را بالا كشيدند و گفتند : چگونه ممكن است طالوت پادشاه ما گردد ، او از نسبى اصيل و خانوادهاى كريم برخوردار نيست ، طالوت نه از فرزندان لاوى است كه از شاخههاى نبوت و رسالت باشد و نه اولاد يهودا كه سلطنت و تاج و تخت را از اجدادش به ارث برده باشد ، پس چگونه چنين مرد فقيرى را به زمامدارى ما مىگمارى و او چگونه مىتواند سلطنت را اداره و مرزهاى حكومت را حفظ نمايد ، « ما خود به پادشاهى شايستهتر از اوييم ، چه او را مال فراوان نيست » . « 1 »
سموئيل در مقابل اعتراض بنى اسرائيل گفت : فرماندهى لشكر و سلطنت ارتباطى به حسب و نسب ندارد . مال و ثروت براى سياستمدارى بىتدبير و كمخرد چه فايدهاى دارد ؟ ! چنين فردى نمىتواند امور مملكت را با درايت و سياست اداره كند .
همچنين حسب و نسبت عالى براى فردى بىتدبير و كند ذهن چه حاصلى دارد و او چگونه مىتواند در لشكركشى موفق باشد و كارى از پيش ببرد ؟ !
طالوت را خدا به جهت سياست و درايت بر شما برگزيده است ، زيرا او داراى كفايت و قدرت و ساير مواهبى است كه خدا براى زعامت و رياست به او عطا كرده است .
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه : 247« وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ . . . » .