تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
موقعى كه موسى عليه السّلام از اصلاح قارون مأيوس شد از خدا خواست ، تا عذاب خويش را بر قارون نازل كند و مردم را از شر كبر و غرور او آسوده سازد . خدا دعاى موسى را به اجابت رسانيد و زلزله ، قارون و كاخش را در زمين فروبرد ، درحالىكه هيچكس را توان يارى او نبود و تنها خدا بود كه مىتوانست به فريادش برسد و ليكن او از خدا كمك نخواست . زمين ، قارون و اموال و كاخهاى وى را بلعيد و عبرتى براى قوم موسى و پيروان ضعيف او شد ، آنها كه به ثروت قارون رشك مىبردند ، چون سرگذشت قارون را ديدند به خود آمدند و از پندار خويش پشيمان شدند و خدا را ستايش كردند ، كه مانند قارون به اين فرجام مبتلا نشدند . قوم موسى گفتند : « اگر خدا بر ما منت نگذاشته بود ، زمين ما را نيز بلعيده بود و به سرنوشت قارون دچار شده بوديم و گويى كافران رستگار نمىشوند و خداى تعالى فرموده است : ما جهان ديگر و خانهء آخرت را براى كسانى قرار داده‌ايم كه در زمين ارادهء خودخواهى و فساد ندارند و پيروزى از آن متقين و پرهيزكاران است » .