نمىتواند از نقشههاى خود سود ببرد ،
148 - با تمام نااميدىها براثر لطف خداى فريادرس كه خدا به بندگانش ارزانى مىدارد ، پيروزى مىرسد .
149 - تمام حوادث وقتي به أوج رسيد ، بطور حتم به گشايش نزديك منتهى مىگردد .
اى در تو كمال بىنوائى ظاهر * بر مقصد خود نگشته هرگز قادر
زنهار مبر اميد از فضل خداى * كز غيب شود گرهگشائى آخر
نزد پستفطرتان اظهار عجز مكن 150 - زندگى را از طريق ذلت انتخاب مكن ، خود را والاتر از آن بدان كه از ناكس درخواست كنى .
151 - آنگاه كه بيچاره شدى ، فقر خود را با بىاعتنائى به ناپاكان ، همانند پرهيز كچل از كثافت ، مداوا كن .
152 - در نتيجة اين بىاعتنائى به ناكسها ( وتوجه به خداى عزيز ) تمام رزقي كه از دستت رفته است هرچند دورتر از جايگاه ستارهها باشد بطور حتم به تو بازمىگردد .
اى آنكه ز فيض جام روزى خوارى * زنهار مكش ز بهر روزى خوارى
روزى تو مىرسد به هر وجه كه هست * گر صاحب احترامى وگر خوارى
روش من در برابر مشكلات 153 - اگر از من بپرسى من چه مىكنم ؟ من در برابر سختىهاى روزگار سختكوش - وصبرپيشهام .
154 - مىجوشم كه سختى در چهرهام آشكار نگردد تا دشمن مرا سرزنش كند