141 - براثر متانت در طول مدت فشار ، سختى را پشت سر مىگذارى ( اگر اين راه متانت را اختيار نكنى ) گاهى وحشت واضطراب ، موجب افزايش فشار مىگردد .
( چون براثر وحشت ، اسرار ديگرى را رو مىكند ويا براثر ناداني خرابىهاى ديگرى بوجود مىآورد )
گاهى كه دلت ز دهر مىگردد ريش * زنهار مباش مضطرب اي درويش
شخصي كه كنند ريسمانش به گلو * هرچند طپد خناق أو گردد بيش
شايستگى صابران 142 - در آن شرائطى كه به سختى افتادهام وروزگار حوادث عجيبى براي من در نظر گرفته است به خودم مىگويم :
143 - در برابر سختىهاى روزگار صبر داشته باش كه ناراحتىها را پايان است وصبر مخصوص شخصيتهاست .
144 - خيلى زود خدا مشكل را با نفع مىشكافد وبراي مثل تو در چنين حوادثى آسايش فراوانى از رنج وجود دارد .
من كز غم روزگار بىسامانم * هرگاه كه در واقعهاى درمانم
صبر است علاج آن ومن مىدانم * بىصبر ميسر نشود درمانم
پيروزى در قله سختى 145 - آنگاه كه قلبها را نااميدى احاطه كرد وغمها ، سينهها را تنگ كرد ،
146 - وآنگاه كه ناراحتىها ، خانه كرد وريشه دوانيد وسختىها در مراكز خود ، استوار گرديد ،
147 - وآنگاه كه براي برطرف كردن ناملايمات راهى نيست وشخص عاقل