تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان أمير المؤمنين ( ع ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
هركس كه دم از مهر زند همچون صبح * سايد به فلك ز روى رفعت علمش
داستان قتل يكى از مفسدين 1643 - با شمشير آخته بر فرق سرش كوفتم . با شمشيرى كه خيلى تيز وبرنده بود . 1644 - آن‌چنان شمشير بر سرش فرود آمد كه استخوانهايش را از هم دريد وذليل شدنش از خاك‌مال گرديدن دماغ أو آشكار بود . 1645 - من علي عليه السّلام صاحب شمشير فولادين هستم . من در قيامت مسؤول حوض ( كوثر ) هستم . 1646 - من برادر پيامبر خدائى هستم كه داراى نشانه‌هاى پيامبرى بود . آنگاه كه عمامه بر سرم مىگذاشت چنين فرمود : 1647 - تو برادر من ومركز بزرگوارى هستى . تو كسى هستى كه پس از من رياست مردم به عهده‌ات خواهد بود .
اى گشته عيان سر قيامت از تو * در باب صفا ختم امامت از تو چون ديده‌ى ما گشت به مهرت روشن * ديديم به هر قصه كرامت از تو
مرثيه هاشم ويارانى كه در صفّين شهيد شدند 1648 - خدا پاداش نيك بآن گروه بدهد ! چه گروهى ! ! با قيافه‌هاى نوراني در أطراف هاشم به خاك افتادند « 1 » . 1649 - « شقيق » ( پسر ثور عبدي ) ، « عبد اللّه » ( پسر بديل بن ورقاء خزاعي ) ،
هامش
( 1 ) - هاشم پسر عتبة بن أبي وقاص مشهور به مرقال