تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان أمير المؤمنين ( ع ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
امام علي عليه السّلام با فعاليت زياد ورشادت مالك اشتر بار ديگر آب فرات را تصرف كرد . دو شعر امام عليه السّلام اشاره به اين داستان است كه گوش به حرف آن حضرت ندادند ورفتند . داستان جنگ صفّين 1613 - ما پرچم سياهى در دست داريم كه سايه‌اش مىجنبد وآنگاه كه به حصين ( پسر منذر ، پرچمدار لشكر ) مىگوئيم : پرچم را پيش ببر ، پيش مىبرد . 1614 - پرچم را در پيش صف‌هاى لشكر آن قدر جلو مىبرد كه به استخرهاى مرگ كه خون ومرگ از آن مىچكد وارد مىگردد . 1615 - در روز جنگ كه حصين را ببينى فقط براي عزت وعظمت مىجنگد . 1616 - آنگاه كه همه مردم به جنگ دعوت مىشوند وصداى مردم وقهرمانان در گلو خفه مىشود وبه حرف نامربوط گفتن مشغول مىگردند ، حصين قهرمان صبر است .
هركس كه به آئين شجاعت علم است * در معركه روز جنگ ثابت قدم است از هستى ونيستى مكن انديشه * در مذهب ما وجود أشياء عدم است
1617 - طائفه « عك » ، « لخم » و « حمير » « 1 » در برابر طائفه « مذحج » آن قدر ايستادگى كردند تا پشيمانى را براي خود به ارث گذاشتند . 1618 - طائفه جذام فرياد برآورد كه اي طائفه مذحج واي بر شما ! خدا به هركدام كه ستمگريم كيفرى سخت بدهد . 1619 - چرا نسبت به زن وفرزند ما وافرادى كه خداى رحمان براي آنان
هامش
( 1 ) - اين سه طايفه از مردم يمن وطرفدار معاوية بودند وطائفه مذحج طرفدار امام ( ع ) .