هلاكتم ميفكن .
اى عارف اسرار نهاني گشته * سرچشمه آب زندگانى گشته
از ابر نوال خود مرا فيضى ده * چون فيض تو فياض تمامى گشته
1447 - اى سرچشمه ومعدن عظمت ، اى خداوند عزت وزيبائى اي هوشيارى كه گناهكاران را كيفر مىدهى ، اى صاحب كرم وبزرگوارى ، چقدر بخشايندهاى .
اى أهل شرف يافته حشمت از تو * عالم همه گشته غرق نعمت از تو
جمعى كه دم از عالم معنى زدهاند * آموختهاند درس حكمت از تو
1448 - ( اي خدائى كه اينهمه علامت وامتيازها را دارى ) مرا از جهنم وترس بزرگ آن حفظ كن وبمن پناه بده مرا از زندگانى پست جهنم وگرمى جاويدش واز آب جوشانش خلاص كن وپناهم ده .
يا ربّ دل من ز خلق ناخوش برهان * وز دوزخ گرم وتاب وآتش برهان
تا چند به اين وآن تعلق ورزم * يكباره مرا از اين كشاكش برهان
توضيح : امام عليه السّلام در بيست وسه شعر خدا را با علامتهاى مختلف خواند واينك خواستههاى خود را شماره مىكند واولين خواسته ، نجات از آتش است ودنبال آن خواستههاى ديگر :
1449 - دوست مرا قرآن قرار ده وجايگاهم را بهشت ، از زنان زيبا بمن تزويج كن واز جهنم امانم بده ودر آسايشگاه بهشت قرارم نما .