1439 - اى كسى كه بهترين عوضها را مىپذيرى ، با عملي كه از روى يقين انجام گردد خوشحالى ، تكليفهائى كه از قوانين خود براي بشر در نظر گرفتهاى ( ودر برابر لطف تو ناچيز است ) پذيرائى ! راستى كه چقدر حكيمى .
اى خاك درت قبلهى أرباب يقين * پيدا شده از تو هر نفس فتح مبين
خورشيد رخت كرده ز هر گوشه طلوع * وز نور تو گشته پرصفا روى زمين
1440 - اى كسى كه به ما احاطه دارى وآزار را از ما دور مىگردانى واي كسى كه قدرتت گسترده وعدلت همگانى است وشامل نيكوكار وگنهكار مىگردد .
اى سايه اقبال تو بر فرق جهان * نور تو بگرفته غرب تا شرق جهان
آن روز كه شد نور جمالت ظاهر * از روى تو يافت روشنى برق جهان
1441 - اى بيننده نگاهها ، اى شنونده حرفها ، اى بخشكننده لذتها با آمار دقيق واز روى عدالت نصيب هركس را به وى مىرسانى .
اى خلق جهان را دل دانا از تو * دارد همهكس ديدهى بينا از تو
پستى زمين بحكم وتقدير تو شد * باشد شرف گنبد مينا از تو
1442 - اى كسى كه شنوائى ! اى كسى كه عرش تو آسمانخراش است ، اى كسى كه خلقت جهان را بدون الگو انجام دادى ، اى كسى كه ظالم ستمگر را از حمايت وپناه دادن محروم مىسازى .
اى در دل أرباب حقيقت زده تخت * افكنده سزاى تخت از أسماء رخت