پشت سر شما گفته شده پيش روى شما گفته نمىشود . ( فرض كن كه گفته نشده است . )
دشمن كه كدورت است در سينهى أو * كم كن به وفاى خرمى كينهى أو
گر نقش صفا كنى رقم بر دل خويش * آخر فكند عكس به آئينهى أو
هجران را بهتر از وصال مىخواهم 1270 - شبهاى هجران را كه راه گشايش ندارد دوست دارم : زيرا اميدوارم كه روزگار بزودى هجر را تبديل به وصال نمايد .
1271 - از روزگار وصال خوشم نمىآيد ، زيرا مىبينم هر چيزى براي از بين رفتن سرعت دارد .
هر نفس كه از طاس فلك خواهد دل * شك نيست مرا كه عكس گردد حاصل
از جستن وصل نقش هجران ديدم * وز عكس شدم زود به جانان واصل
علامت دوست واقعي 1272 - فريب هركس را بعنوان دوست مخور ، زيرا دوست علامتهائى دارد ودر پيش وى نامههائى از راز ونياز با خدا وجود دارد .
1273 - در آنچه ديگران آن را بلا وآزمايش مىدانند ، خوشحال است ولذت مىبرد ونسبت به آنچه خدا انجام مىدهد خوشحال است .
1274 - محروميت ، هديهاى است كه با أو آشناست ، بيچارگى براي وى ، احترام ولطف موجود است .