1256 - هرچه داريم پيش مهمان مىآوريم ، هرچند فقط نان وسركه باشد .
1257 - كسى كه شخصيت دارد به آنچه موجود است مىسازد اما پست فطرت نمىسازد وناراحتى ايجاد مىنمايد .
اين خانه كه بىوحشت دربان باشد * بسيار به از روضهى رضوان باشد
در سفره ما اگرچه يك نان باشد * خواهيم كه آن روزى مهمان باشد
ستايش از قناعت ومذمت از سؤال 1258 - جوانمردى كه با فقر بسازد ، صبر أو را زينت مىبخشد واگر آبروى خود را از طريق درخواست كردن بريزد ، خود را ذليل مىسازد .
1259 - جوانمرد به حد أقل زندگى مىسازد ، نان براي شخص گرسنه هم خورش است هم غذا .
اى پخته ز حرص روز وشب سودائى * زنهار كه آبرو نريزى جائى
گر أهل سعادتى به اندك چيزى * راضى شو وهر نفس مكش ايذائى
رعايت حال مردم 1260 - من كسى هستم كه تمام عزتي كه دارم از خدا مىدانم ونياكان من بزرگوارىها را از يكديگر ارث بردهاند .
1261 - موقعى كه كار نيكى انجام دادم دنبال آن كار خوب ديگرى انجام مىدهم هرچند از من درخواست نكنند آن كار خوب را انجام دهم .
1262 - آنگاه كه بيچارهاى با من همسفر شود ، آن قدر به أو كمك مىكنم تا نياز