عاقل دورانديش وآيندهنگر است 1207 - خردمند مصائب خود را قبل از اينكه پيش آيد براي خود مجسم مىگرداند - ودرباره آن فكر مىكند .
1208 - اگر مصيبتى بصورت ناگهانى براي أو آمد وحشت نمىكند ، چون در فكر خود آن را ترسيم كرده است .
1209 - ديده است كه حادثه در مورد ديگرى چه كرده ، بهمين جهت پايان كار خود را آغاز برنامهء عملىشدهء ديگران حساب مىكند .
1210 - نادان در ايمنى به سر مىبرد وحوادثى را كه براي ديگران پيش مىآيد فراموش مىكند .
1211 - اگر حوادث روزگار بصورت ناگهانى به أو روى آورد بانحراف وسقوط كشانده مىشود .
1212 - اگر جاهل ، احتياط را پيشهى خود ساخته بود ، صبر در برابر حوادث را آموخته بود .
دانا كه نهاد بر حوادث دل خويش * از نيش بلا دلش نمىگردد ريش
هرچند كه فقر ونيستى آيد پيش * چون كوه ز جاى خود نجنبد درويش
1213 - آنگاه كه آفتها را جمعآورى كنند ، بدترين آنها بخل است وبدتر از بخل وعده دادن وبوعده عمل نكردن است .
1214 - در وعدهاى كه دروغى باشد خوبى وجود ندارد ودر قولي كه عمل دنبال آن نباشد خيرى نخواهد بود .
از بخل كسى كه مىكند وعده دروغ * بگريز از أو كه آب دارد در دوغ