هرجا كه رسى لاف اصالت چه زنى * چون أصل تو از گل است يا آب منى
4 - اگر براي افتخار خود شخصيتى را عنوان كنى ، ما از نژاد سخاوت وشرافت هستيم .
اى طبع تو خو كرده به آئين خلاف * تا چند زنى از نسب عالي لاف
در نفس تو گر فضيلتي هست بگوى * باقي همه از قبيل حشو است وگزاف
5 - اگر شرافتى باشد فقط مخصوص دانشمندان است زيرا اينان كه هدايت يافتهاند ، راهنماى رهنمودطلبانند . ( پس افتخار مخصوص دانشمند راهگشائى است كه خود راه يافته باشد . )
أرباب علوم دين كه درويشانند * يا رب چه رفيع قدر وعالىشأنند
پيوسته به حقّ دليل دلريشانند * مقصود ز هستى جهان ايشانند
6 - ارزش فرد به عملي است كه خوب انجام مىدهد ، نادانان نسبت به دانشمندان دشمن هستند .
دانا كه هميشه علم وحكمت ورزد * در چشم كسان به آنچه ورزد ارزد
نادان كه حسد از دل أو سربرزد * پيوسته به كين أهل دانش لرزد
7 - بنابراين ( اگر دنبال فخر هستى ) دنبال دانش باش وچيز ديگرى را عوض آن در نظر مگير ، زيرا مردم در حكم مردهاند ودانشمندان زنده هستند .