هر زنده كه نفع أو به مردم نرسد * در مذهب أهل فقر باشد مرده
در سوك خاتم النبيين صلّى اللّه عليه وآله 393 - جانم در نالهها زندانى است . ايكاش همراه نالهها بيرون مىآمد .
394 - در زندگى پس از شما خيرى نيست ، من فقط براي اين گريه مىكنم كه پس از شما عمرم طولانى گردد .
جانم كه به قيد تن أسير است وزبون * اى كاش كه آمدى خود وناله برون
رفتى تو به خاك وأشك مىريزم من * از وهم كه مدتي بمانم اكنون
اجازه جنگ از محمّد صلّى اللّه عليه وآله 395 - آيا زرهء محكم آنگاه كه مرگ آمد مىتواند از مرگ جلوگيرى كند ؟ !
396 - من يقين دارم كه تمام اجتماعها روزى به جدائى وتفرقه منتهى مىگردد .
از شصت قضا اگر رسد تير قدر * دفعش نه زره كند نه جوشن نه سپر
بزمى كه بصورت ثريا ديدم * آخر چه بنات نعش شد زير وزبر « 1 »
397 - اى شخصيتى كه مردم را بطرف خدا دعوت مىكنى وبه آنان اعلام خطر مىنمائى واي كسى كه خدا به وسيلهى وى تاريكيهاى ريشهدار را برطرف ساخت ،
398 - فدايت گردم امر پسر عمويت ( علي عليه السّلام ) را صادر كن تا دشمنانت را با پارههاى سنگ وآتش متفرق گرداند .
هامش
( 1 ) - ثريا وبزم آن ، جلوه ستارگان در شب كه ستارهء ثريا يكى از آنها است . و « بنات نعش » هم هفت ستاره در جهت قطب شمالي است كه به دب أكبر ودب أصغر معروف است .
در فارسي « هفت برادران » هم گفته شده است . نظر امام ( ع ) به جابجا شدن آنهاست .